الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

465

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)

36 - و همو از زهرى نقل كرده ، مىگويد : وقتى كه عبيداللَّه‌بن عباس فهميد كه حسن عليه السلام مىخواهد از معاويه براى خودش امان بگيرد ، او نيز به معاويه نوشت و از او امان خواست به شرط اين‌كه اموالى را كه در اختيار داشت مال او باشد ، معاويه هم تعهد داد و ابن‌عامر را با انبوهى از سپاه به جانب او گسيل داشت كه عبيداللَّه شبانه پيش از آن‌ها رفت و آن‌جا فرود آمد و سپاهى را كه در اختيار داشت ، بدون فرمانده ، به‌حال خود گذاشت درحالى كه قيس‌بن سعد در بين آن‌ها بود . ازطرفى حسن عليه السلام نيز براى خود از معاويه تعهد گرفت و با او صلح كرد و نگهبانان سپاه قيس‌بن سعد را سپهسالار خود كردند و با وى پيمان بستند كه با معاويه بجنگند تا دربارهء جان و مال شيعيان على عليه السلام و اعمالى كه در زمان آشوب انجام داده‌اند تعهد بگيرند . معاويه كه از كار عبيداللَّه‌بن عباس و حسن عليه السلام فراغت يافته بود به تدبير كار مردى پرداخت كه به‌نظر او از همه كس با تدبيرتر بود و چهل‌هزار نيرو همراه داشت . معاويه با عمرو و سپاه شام در نزديكى او فرود آمد و كسى را نزد قيس‌بن سعد فرستاد و او را به خدا قسم داد و گفت : تو براى چه كسى مىجنگى درحالى كه آن كسى كه تو او را اطاعت مىكنى با من صلح كرده است ؟ ! با اين همه قيس زيربار نرفت تا اين كه معاويه طومارى نزد وى فرستاد كه زير آن را مهر زده بود و گفت : هرچه مىخواهى در اين